خبرنامه

خبری شد خبرتون می کنیم

نام:
ایمیل:

قیمت خودرو شاخص بورس

نظرسنجی

کدام یک از موارد زیر برای شما اولیت دارد؟
 

قیمت لحظه ای انس جهانی

ما 83 مهمان آنلاین داریم
با قرار دادن کد عکس زیر در سایت یا وبلاگ خود، به گسترش فرهنگ بانکداری کمک کنید!



کافی است کد زیر را
در قالب سایت خود کپی کنید:

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

دوستان همراه

 

 

فروشگاه اینترنتی رایان تجارت

 

 

 

کاهش قیمت دلار و طلا در بازار تهران
چهارشنبه ، 29 خرداد 1392 ، 21:30
article thumbnail 6

کاهش قیمت دلار و طلا در بازار تهران   هر قطعه سکه بهار آزادی در بازار تهران نسبت به روز گذشته ۲۳ هزار تومان و دلار ۸۰ تومان ارزان‌تر شد. به گزارش سپاهان بانک به نقل از فارس، قیمت هر اونس  [ ... ]


دادگاه عالی انگلیس تحریم‌های بانک ملت را لغو کرد
چهارشنبه ، 29 خرداد 1392 ، 21:30
article thumbnail 6

دادگاه عالی انگلیس تحریم‌های بانک ملت را لغو کرد   دادگاه عالی انگلیس با غیرعقلانی خواندن اقدام دولت انگلیس مبنی بر تحریم بانک ملت ایران، این تحریم‌ها را لغو کرد. به گزارش سپاهان بانک به  [ ... ]


رهبر معظم انقلاب صعود ایران به جام جهانی فوتبال را تبریک گفتند
سه شنبه ، 28 خرداد 1392 ، 20:21
article thumbnail 6

رهبر معظم انقلاب صعود ایران به جام جهانی فوتبال را تبریک گفتند   حضرت آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور پیامی پیروزی ایران و صعود به جام جهانی فوتبال را تبریک  [ ... ]


ایران مقتدرانه به جام جهانی برزیل صعود کرد
سه شنبه ، 28 خرداد 1392 ، 20:18
article thumbnail 6

ایران مقتدرانه به جام جهانی برزیل صعود کرد   صعود مقتدرانه تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی برزیل، موجی از شادی را در ایران اسلامی برانگیخته است. مردم شهرهای مختلف کشور با حضور در خیابان‌ها  [ ... ]


۵ میلیون برای زوج‌هایی که نیمه ‌شعبان عقد کنند
سه شنبه ، 28 خرداد 1392 ، 16:04
article thumbnail 6

۵ میلیون برای زوج‌هایی که نیمه ‌شعبان عقد کنند   مدیرعامل صندوق مهر امام رضا(ع) با بیان اینکه از امروز ثبت‌نام برای وام ازدواج جوانان شروع شده است، گفت: برای افرادی که در نیمه شعبان عقد  [ ... ]


دولت آینده با اجرای کامل اصل ۴۴ تورم و بیکاری را تک‌رقمی کند
سه شنبه ، 28 خرداد 1392 ، 16:03
article thumbnail 6

دولت آینده با اجرای کامل اصل ۴۴ تورم و بیکاری را تک‌رقمی کند   عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه اگر دولت آینده بتواند بهره‌وری در اقتصاد ملی را افزایش دهد، تورم و بیکاری تک‌رقمی می‌شود،  [ ... ]


کاهش قیمت سکه در بازار/ دلار ۳۴۵۰ تومان
سه شنبه ، 28 خرداد 1392 ، 16:02
article thumbnail 6

کاهش قیمت سکه در بازار/ دلار ۳۴۵۰ تومان   امروز قیمت هر دلار با کمی افزایش در بازار به ۳۴۵۰ تومان رسید و هر قطعه سکه طرح جدید یک میلیون و ۲۴۰ هزار تومان معامله شد. به گزارش سپاهان بانک به  [ ... ]


سایر مطالب
ادامه
نوشته شده در 23 خرداد 1392, 11.44
معاملات آتی سکه جان گرفت   در پایان معاملات روز گذشته سکه آتی، تمام قراردادها به تأثیر از بازار نقدی حداقل 2.25 درصد افزایش قیمت دیده و روند صعودی...
نوشته شده در 09 خرداد 1392, 16.14
رتبه اول اکتشاف نفت جهان برای ایران   مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران با بیان اینکه ایران رتبه اول اکتشاف نفت جهان را طی برنامه چهارم کسب کرده است،...
نوشته شده در 09 خرداد 1392, 15.46
قیمت جهانی طلا افزایش یافت   قیمت طلا با افزایش 2.85 دلاری نسبت به روز گذشته به 1383.54 دلار در هر اونس رسید. به گزارش سپاهان...
نوشته شده در 25 خرداد 1392, 17.26
صنعت با نرخ سود‌های فعلی امکان فعالیت ندارد   مدیرعامل بانک خاورمیانه گفت: در کمتر اقتصادی با نرخ بهره ها و سودی که در ایران اعمال می‌شود، می‌توان...
نوشته شده در 12 خرداد 1392, 17.24
آتی خرداد یک‌ میلیون و 305 هزار تومان داد وستد شد      در پایان معاملات آتی سکه تمام سررسید‌ها به دنبال روزهای گذشته باز هم با کاهش قیمت...
نوشته شده در 05 خرداد 1392, 16.25
نقش ۳۳ هزار میلیاردی بازار سرمایه در تأمین منابع سال گذشته   رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار گفت: سال گذشته ۳۳ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان از طریق...
نوشته شده در 04 خرداد 1392, 19.00
بررسی مجدد برداشت از حساب بانک‌ها   رئیس کل بانک مرکزی از بررسی مجدد موضوع برداشت از حساب بانک‌ها در سال 90 خبر داد و گفت: اگر به این نتیجه برسیم...
نوشته شده در 28 خرداد 1392, 16.01
تخصیص وام مسکن به خبرنگاران مستلزم همکاری بانک‌های عامل است   وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه برای تخصیص وام مسکن خبرنگاران به فعالان این...
نوشته شده در 04 خرداد 1392, 18.57
اعتبارات بانک توسعه تعاون افزایش می‌یابد   وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از افزایش اعتبارات بانک توسعه تعاون در کشور خبر داد. به گزارش سپاهان...
نوشته شده در 19 خرداد 1392, 17.12
سقف جوایز سپرده‌های قرض‌الحسنه پس‌انداز ۵۰ میلیون تومان شد      بر اساس اعلام بانک مرکزی، سقف جوایز سپرده‌های قرض‌الحسنه پس‌انداز از...
نوشته شده در 25 خرداد 1392, 17.27
لبخند بورس به انتخابات پرشور   با خلق حماسه سیاسی کم سابقه دیروز، حیات تازه بازار سرمایه کشور شروع شد چون با افزایش ۹۵۱ واحدی، بیشترین رشد روزانه...
نوشته شده در 08 ارديبهشت 1392, 16.18
برگزاری مجمع و انتخاب هیات مدیره شرکت مالی و اعتباری کوثر مرکزی      گزارش برگزاری مجمع و انتخاب هیات مدیره شرکت مالی و اعتباری کوثر...
نوشته شده در 04 ارديبهشت 1392, 08.09
دومین جهش پیاپی بورس تهران همایون دارابی: بورس اوراق بهادار تهران برای دومین روز پیاپی شاهد رشد بیش از یک درصدی بود و شاخص کل این بازار دیروز توانست...
نوشته شده در 28 دی 1391, 10.48
بازگشت سود به بورس با چاشني احتياط   پس از دو هفته افت آرام قیمت سهام، روند بورس تهران در هفته جاری تغییر کرد و با رشد 4/2 درصدی شاخص بورس،...
نوشته شده در 27 دی 1391, 21.52
معامله ۴ هزار میلیارد ریالی   مدیر امور ناظران و تالارهای بورس کالا با بیان اینکه امروز با توجه به میزان عرضه و تقاضا روز پرکاری بود، گفت: ارزش...
نوشته شده در 19 دی 1391, 21.47
۳ شرط معامله سهام عدالت   معاون وزیر اقتصاد با تاکید براینکه دارندگان سهام عدالت مواظب افراد سودجو باشند گفت:معامله سهام عدالت منوط به 3 شرط است و...
نوشته شده در 17 دی 1391, 18.17
پذیره‌نویسی صندوق سرمایه‌گذاری کوثر تا 20 دی   پذیره نویسی واحدهای 100 هزار تومانی صندوق سرمایه گذاری کوثر با سرمایه 5 میلیارد تومانی تا 30 دی...
نوشته شده در 17 دی 1391, 18.15
بورس حبابی نیست      رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار با بیان اینکه اوراق سلف نفتی به صورت سه ساله عرضه خواهد شد، گفت: نفت به فروش رسیده...
نوشته شده در 17 دی 1391, 18.12
عرضه اوراق سلف نفتی بزودی در بانک سپه      مدیرعامل بانک سپه گفت: انتشار اوراق سلف نفتی بزودی توسط بانک سپه و با کمک شرکت ملی نفت انجام...
نوشته شده در 16 دی 1391, 10.39
پیامدهای منفی دستورالعمل معاملات اعتباری کارگزاران بورس   اگر چه اهتمام سازمان بورس برای ساماندهی معاملات اعتباری قابل توجه بوده ،اما محتوای محدود...
نوشته شده در 25 خرداد 1392, 17.35
استخدام صندوق پس انداز و قرض الحسنه علویه نیشابور   صندوق پس انداز و قرض الحسنه علویه نیشابور در نظر دارد برای تکمیل کادر پرسنلی خود از بین...
نوشته شده در 20 خرداد 1392, 16.26
استخدام بانک دی خرداد ماه 92      بانک دی به منظور تامین نیروی انسانی مورد نیاز در ستاد ، با شرایط زیر دعوت به همکاری...
نوشته شده در 18 خرداد 1392, 23.30
استخدام بانک اقتصاد نوین خرداد ماه 92      بانک اقتصاد نوین در راستای ایجاد فرصت برابر برای رشد و بالندگی، در محیطی پویا و ارزش آفرین و...
نوشته شده در 12 خرداد 1392, 18.06
استخدام بانک سامان خرداد ماه 92      بانک سامان در راستای توسعه سرمایه‌های انسانی خود و به‌منظور تکمیل کادر تخصصی و مجرب مورد نیاز، از...
نوشته شده در 10 خرداد 1392, 18.06
استخدام بازاریاب بانک سامان خرداد ماه 92    بانک سامان در راستای توسعه سرمایه‌های انسانی خود و به‌منظور تکمیل کادر تخصصي و مجرب مورد نیاز، از...
نوشته شده در 09 خرداد 1392, 16.27
استخدام بانک پارسیان اردیبهشت و خرداد 92    بانک پارسیان برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز خود جهت رییس شعبه ی بغداد،از متقاضیان با شرایط و...
نوشته شده در 30 ارديبهشت 1392, 19.37
استخدام بانک پاسارگاد اردیبهشت و خرداد 92    بانک پاسارگاد به منظور تامین و تکمیل سرمایه انسانی مورد نیاز شعبه های خود از واجدین شرایط زیر پس...
نوشته شده در 30 ارديبهشت 1392, 19.11
استخدام بانک قوامین اردیبهشت و خرداد 92    بانک قوامین در نظر دارد به منظور تأمین بخشی از نیروی انسانی خود از بین برادران واجد شرایط در مقطع...
نوشته شده در 30 ارديبهشت 1392, 19.07
استخدام بانک پارسیان اردیبهشت و خرداد 92    بانـك پـارسيـان به مـنـظـور تـأميـن بخشی از نيـروی انـسانـی مــورد نيـاز خود به تـعـدادی از آقایان...
نوشته شده در 11 ارديبهشت 1392, 16.53
استخدام شرکت تجارت الکترونیک دی، سال 92    شرکت تجارت الکترونیک دی؛ در زمینه تجارت الکترونیک/ دستگاه های کارت خوان و ATM جهت تکمیل کادر...
نوشته شده در 21 فروردين 1392, 17.34
مردان بهتر پس انداز می کنند یا زنان؟   پس انداز برای آینده با هدف خرید اتومبیل و یا منزل و یا پس انداز برای دوران بازنشستگی و یا آینده کودکان از...
نوشته شده در 18 آذر 1391, 11.21
پرفسور گری بکر، نوبلیست اقتصاد: با کاربرد ابزار تحریم علیه کشورها مخالفم عكس:AFP گري‌ بكر در گفت‌وگو با «تجارت فردا»: من مخالف تحریم‌ها هستم. اين...
نوشته شده در 15 آبان 1391, 08.27
متن كامل سوال مجلس از احمدي‌نژاد عكس:AFP مشکلات ارزی سرانجام برای رییس‌جمهور دردسرساز شددومین احضار احمدی‌نژاد به مجلسلاریجانی: رهبری...
نوشته شده در 27 شهریور 1391, 18.49
اسلايدهاي آموزشي:سایت bsm عنوان اسلاید  دانلود           1 بانک سرمايه...
نوشته شده در 27 شهریور 1391, 18.44
تبليغات بانکهاي خارجي               ...
نوشته شده در 20 تیر 1391, 07.16
بانک مرکزی در ابلاغیه‌ای دستورالعمل اجرایی انتشار صکوک استصناع ریالی و ارزی را ابلاغ کرد. بر اساس این ابلاغیه انتشار صکوک استصناع ریالی تنها توسط ناشر در...
نوشته شده در 12 تیر 1391, 07.42
دستورالعمل نحوه محاسبه سود و اقساط در تسهيلات داراي يارانه سود سهم دولت گروه بازار پول - بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران طی بخشنامه‌ای به بانک‌های دولتی...
نوشته شده در 24 خرداد 1391, 09.01
دستگاههای معتبر عابر بانک و یا خود پرداز بانکی (یعنی ATM machines ) معمولا توسط شرکتهای معتبر و بزرگی همجون Diebold, NCR, Fujitsu ساخته میشوند. تمام...
نوشته شده در 24 خرداد 1391, 08.59
آشنایی با کلاهبرداری شایع در اینترنت در کنار گسترش روز افزون کاربران اینترنت و همچنین تسهیل شدن امور عادی بشر بواسطه استفاده از اینترنت، همواره...
نوشته شده در 15 فروردين 1391, 07.20
فرابورس چیست ؟ یاسر کارگری*همانطور که مي‌‌‌دانیم، سهام شرکت‌‌های سهامي‌‌‌خاص و عام و شرکت‌‌های تعاونی پس از تاسیس اگر محدودیتی در اساسنامه نداشته باشند،...


بنر

برخی از مقالات ، پژوهش و پایان نامه های سپاهان بانک

اقتصاد و دانش
مقاله‌اي از كتاب فردگرايي و نظم اقتصادي اقتصاد و دانش فردريش آگوست فن هايك مترجم: محسن رنجبر بخش اول 1 ابهامي كه در عنوان اين مقاله خود‌نمایی می‌کند، تصادفي نيست. درون‌مايه اصلي این نوشته، البته نقشي است كه مفروضات و گزاره‌هاي اعضاي مختلف جامعه در باب دانش در تحليل اقتصادي بازي مي‌كنند؛ اما اين به هيچ وجه با پرسش ديگري كه مي‌تواند تحت همين عنوان بررسی شود - یعنی با اين مساله كه تحليل صوری اقتصادي تا چه اندازه دانش (knowledge)1 مربوط به آنچه را که در دنياي واقعي رخ مي‌دهد، منتقل مي‌سازد - بي‌ارتباط نيست. در حقيقت مدعاي اصلي من در اين مقاله آن است كه توتولوژی‌هایی که تحليل صوري تعادلي در اقتصاد اساسا از آنها شكل مي‌گیرد، مي‌توانند به قضايايي بدل شوند كه تنها تا جایی که بتوان با گزاره‌هايي آشكار درباره چگونگي دستيابي به دانش و انتقال آن بیان‌شان کرد، چیزي را درباره عليت در دنياي واقعي به ما خواهند گفت. جان کلام اینکه ادعا خواهم كرد كه عنصر تجربي در نظريه اقتصادي - یعنی تنها بخشي كه نه تنها به دلالت‌ها توجه دارد، بلكه به علت‌ها و اثرات نيز دلمشغول است و از اين رو به نتايجي منجر مي‌شود كه اساسا به هر صورت قابل اثبات‌اند2 - مرکب است از گزاره‌هايي درباره اكتساب دانش. شايد در آغاز بايد به اين نكته جالب اشاره کنم كه در تعداد زیادي از تلاش‌هايی که اخيرا در رشته‌هاي گوناگون براي گستراندن مرز كاوش‌هاي نظري به دامنه‌اي فرا‌تر از حدود تحليل رايج تعادلي انجام گرفته‌اند، خيلي زود مشخص شده كه نتیجه اين تلاش‌ها به فروض مربوط به نکته‌ای وابسته است كه اگر با آنچه من در نظر دارم يكسان نباشد، لا‌اقل بخشي از آن است؛ يعني نتیجه به فروضي منوط است كه درباره پیش‌بینی در ذهن داریم. به باور من رشته‌ای که بنا به انتظار، مساله فروض مربوط به پیش‌بینی اولین بار در آن توجه گسترده‌ای را به خود جلب کرد، نظریه ریسک بود.3 آشکار شد که محرکی که از طریق کار‌های فرانک نایت در این ارتباط به وجود آمده، کماکان تاثیری ژرف را ورای حوزه خاص خود به همراه دارد. مدت زیادی نگذشت که ثابت شد فروضی که درباره پیش‌بینی در ذهن می‌پرورانیم، در حل معما‌هایی - دو موضوع انحصار دو‌جانبه و انحصار چند‌جانبه - که نظریه رقابت ناقص با آنها رو‌در‌رو است، اهمیتی بنیادین دارند. از آن زمان تا به حال، هر روز آشکار‌تر شده که فرض‌هایی که درباره آینده‌بینی و «پیش‌بینی» انجام می‌دهیم، نقشی به همان اندازه مهم را در برخورد ما با مسائل «پویا»‌تر پول و نوسانات صنعتی بازی می‌کنند و نیز بیش از پیش آشکار شده است که خاصه مفاهیمی مانند نرخ بهره تعادلی که از تحلیل محض تعادلی به این حوزه‌ها قدم گذاشته‌اند، تنها در صورتی به درستی قابل تعریف هستند که در قالب فروض مربوط به پیش‌بینی بیان شوند. از قرار معلوم شرایط به گونه‌ای است که برای آنکه بتوانیم توضیح دهیم که چرا افراد دچار خطا می‌شوند، ابتدا باید شرح دهیم که چرا اصولا باید درست بگویند. علی‌الاصول ظاهرا به جایی رسیده‌ایم که همه در‌می‌یابیم که خود مفهوم تعادل تنها می‌تواند در قالب فروض مربوط به پیش‌بینی، روشن و آشکار گردد - هر چند شاید هنوز همه در این باره توافق نداشته باشیم که این فرض‌های بنیادین، اساسا چه هستند. در بخش‌های بعد به این پرسش خواهم پرداخت؛ اما اکنون تنها دلمشغولی من این است که نشان دهم که در برهه کنونی، چه بخواهیم مرز‌های استاتیک اقتصادی را تعیین کنیم و چه بخواهیم پا را از آن فرا‌تر بگذاریم، راه گریزی از مساله پیچیده جایگاه دقیقی که فروض مربوط به پیش‌بینی باید در استدلال ما داشته باشند، نداریم. آیا این می‌تواند تنها یک تصادف باشد؟ همان طور که پیش از این بیان کرده‌ام، دلیل این امر از نگاه من آن است که در این جا تنها باید به وجهی خاص از مساله‌ای بسیار گسترده که باید در مرحله‌ای بسیار ابتدایی‌تر با آن روبه‌رو می‌شدیم، بپردازیم. در حقیقت به محض اینکه می‌کوشیم نظام توتو‌لوژی‌ها را - یعنی مجموعه گزاره‌هایی که لزوما درست‌اند؛ چون صرفا شکل دیگری هستند از فروضی که محتوای اصلی تحلیل تعادلی را شکل می‌دهند و این تحلیل را از آنها آغاز می‌کنیم - در خصوص شرایط جامعه‌ای به کار گیریم که چند فرد مستقل را در خود دارد، پرسش‌هایی اساسا شبیه به آنچه پیش از این ذکر کردیم، سر بر می‌آورند. احساس من از مدت‌ها قبل این بوده که خود مفهوم تعادل و شیوه‌هایی که در تحلیل محض به کار می‌گیریم، تنها در صورتی معنایی روشن دارند که به تحلیل کنش یک فرد واحد محدود شوند و هنگامی که این مفهوم را برای تشریح بر‌هم‌کنش‌های تعدادی از افراد مختلف به کار می‌گیریم، واقعا به عرصه‌ای متفاوت پا می‌گذاریم و بی‌سر‌و‌صدا در را به روی مولفه‌ای تازه که ویژگی‌هایی به کلی متفاوت دارد، باز می‌کنیم. مطمئنم که افراد پر‌شماری هستند که برخورد‌شان با گرایش به تبدیل علم اقتصاد به شاخه‌ای از درخت منطق محض و بدل کردن آن به مجموعه‌ای از گزاره‌های بدیهی که مثل ریاضی یا هندسه، تنها و تنها تابع آزمون ساز‌گاری درونی هستند - گرایشی که در ذات یکایک تحلیل‌های جدید تعادلی قرار دارد - بر‌خوردی یکسره از سر بی‌حوصلگی و بد‌گمانی است؛ اما به نظر می‌رسد که این فرآیند، تنها اگر به قدر کافی پیش رود، راه علاجش را نیز با خود خواهد آورد. وقتی بخش‌هایی را که جایگاهی واقعا پیشینی و ما‌قبل تجربی دارند، از استدلال خود درباره حقایق زندگی اقتصادی بیرون می‌کشیم، نه تنها در مقام نوعی منطق محض انتخاب با تمام خلوصی که دارد، مولفه‌ای را از استدلال خود سوا می‌کنیم، بلکه عنصری دیگر را نیز که بسیار به آن بی‌توجهی شده است، به تنهایی بررسی می‌کنیم و بر اهمیتش انگشت می‌گذاریم. نقد من بر گرایش‌های اخیر به هر چه صوری‌تر کردن نظریه اقتصادی این نیست که بیش از حد جلو رفته‌اند، بلکه این است که هنوز آن قدر که برای تکمیل جدا‌سازی این شاخه منطقی و باز‌گرداندن بررسی فرآیند‌های علی به جایگاه درستش با استفاده از نظریه صوری اقتصادی در مقام ابزاری همانند ریاضی کفایت کند، پیش برده نشده‌اند. 2 اما پیش از آنکه بتوانم این ادعایم را ثابت کنم که گزاره‌های توتولوژیک تحلیل تعادلی محض، به معنای واقعی کلمه مستقیما در تشریح روابط اجتماعی قابل کاربرد نیستند، نخست باید نشان دهم که مفهوم تعادل، اگر در رابطه با کنش‌های یک فرد واحد به کار بسته شود، معنایی آشکار دارد و افزون بر آن باید نشان دهم که این معنا چیست. شاید در برابر ادعای من چنین استدلال شود که دقیقا در همین جاست که مفهوم تعادل هیچ معنایی ندارد، چون اگر می‌خواستیم آن را به کار گیریم، تمام آنچه می‌توانستیم بگوییم این بود که فردی جدا‌‌افتاده همواره در تعادل است، اما این گزاره آخر، گر چه حقیقت بدیهی است، چیزی را نشان نمی‌دهد الا شیوه‌ای که از مفهوم تعادل معمولا از طریق آن سوء‌استفاده می‌شود. چیزی که در این میان اهمیت دارد، این نیست که آیا فردی ذاتا در تعادل قرار دارد یا خیر، بلکه این است که کدام یک از اقداماتش در روابطی تعادلی با یکدیگر قرار دارند. تمام گزاره‌های تحلیل تعادلی از قبیل اینکه ارزش‌های نسبی با هزینه‌های نسبی همخوانی دارند یا اینکه افراد، بازدهی نهایی هر عامل منفردی را در کار‌برد‌های مختلفش با یکدیگر برابر می‌کنند، گزاره‌هایی هستند درباره روابط میان کنش‌ها. تا زمانی می‌توان گفت فعالیت‌های یک فرد در تعادل قرار دارند که بتوان آنها را به مثابه بخشی از برنامه‌ای واحد درک کرد. تنها اگر ماجرا از این قرار باشد و تصمیم‌گیری درباره تمام این کنش‌ها در یک لحظه واحد و با نظر به مجموعه شرایطی یکسان انجام شده باشد، گفته‌های ما در باب روابط درونی این کنش‌ها که از فروض خود راجع به دانش و ترجیحات فرد استنتاج‌شان می‌کنیم، کاربردی خواهند داشت. باید به خاطر سپرد که آنچه اصطلاحا «داده‌ها» (data) می‌نامیم و این نوع تحلیل را از آن آغاز می‌کنیم، (فارغ از سلایق فرد مورد بحث) تمام حقایقی هستند که در اختیار او قرار دارند و چیز‌هایی هستند که او می‌داند (یا باور دارد) که وجود دارند و به بیان دقیق‌تر فاکت‌هایی عینی نیستند. تنها به این خاطر است که احکامی که استنتاج می‌کنیم، فقط به شکل پيشيني معتبر‌ند و تنها از این روست که ساز‌گاری بحث خود را حفظ می‌کنیم.4 دو نتیجه عمده‌ای که از این ملاحظات به دست می‌آیند، از این قرارند که اولا از آنجا که روابط تعادلی تنها تا جایی میان کنش‌های پیاپی یک فرد وجود دارند که این کنش‌ها بخشی از اجرای یک برنامه واحد باشند، هر تغییری در دانش مرتبط فرد یا به بیان دیگر، هر دگر‌گونی‌ای که او را به تغییر برنامه‌اش وا‌دارد، رابطه تعادلی میان دو دسته از کنش‌های او، آنهایی را که قبل از تغییر در دانشش انجام شده‌اند و آنهایی را که پس از آن صورت مي‌گيرند، از هم می‌گسلد. به تعبیر دیگر، این ارتباط تعادلی تنها اقدامات او را در خلال دوره‌ای که پیش‌بینی‌هایش درست از آب در‌می‌آمده‌اند، در بر می‌گیرد. ثانیا از آن رو که تعادل، رابطه‌ای میان کنش‌های مختلف است و از آن جا که فعالیت‌های فرد ضرورتا باید به شکل متوالی در بعد زمان رخ دهند، آشکارا به گذشت زمان نیاز است تا مفهوم تعادل معنا یابد. اشاره به این نکته خالی از لطف نیست؛ چون در ظاهر بسیاری از اقتصاد‌دان‌ها نتوانسته‌اند در تحلیل تعادلی، جایگاهی را برای زمان بیایند و از این رو چنین حکم داده‌اند که تعادل را باید همیشگی پنداشت. از نگاه من، این حکمی است بی‌معنا. 3 البته با وجود آنچه پیش از این درباره معنای مبهم تحلیل تعادلی از این لحاظ، اگر در رابطه با شرایط جامعه‌ای رقابتی به کار بسته شود، گفته‌ام نمی‌خواهم انکار کنم که این مفهوم در ابتدا دقیقا برای توصیف ایده وجود نوعی توازن میان کنش‌های افراد متفاوت به کار بسته شد. تمام آنچه تا به حال استدلال کرده‌ام، این است که معنایی که در آن مفهوم تعادل را برای وصف وابستگی متقابل کنش‌های متفاوت یک فرد به کار می‌گیریم، بی‌درنگ برای روابط میان کنش‌های افراد مختلف کاربست ندارد. مساله واقعا این است که وقتی با اشاره به جامعه‌ای رقابتی صحبت از تعادل به میان می‌آوریم، چه استفاده‌ای از این مفهوم می‌کنیم. در ظاهر، اولین پاسخی که از رویکرد ما نتیجه می‌شود، این است که تعادل در این عرصه به شرطی وجود خواهد داشت که کنش‌های تمام اعضای جامعه در یک دوره خاص، همگی اجرای برنامه‌های فردی مختص آنها که هر یک در آغاز دوره بر پایه آنها تصمیم‌گیری کرده‌اند، باشد؛ اما وقتی بیشتر جویا می‌شویم که این پاسخ واقعا از چه حکایت دارد، آشکار می‌شود که مشکلاتی را بیشتر از آنچه حل می‌کند، پدید می‌آورد. هیچ مشکل خاصی درباره مفهوم فردی جدا‌افتاده (یا گروهی از افراد که یکی از آنها رهبری‌شان می‌کند) که در یک دوره بر پایه برنامه‌ای پیش‌اندیشیده عمل می‌کند، وجود ندارد. در این مورد برای آنکه اجرای این برنامه قابل‌تصور باشد، نیازی نیست که معیار‌هایی خاص را برآورده سازد. البته ممکن است که برنامه بر فرض‌هایی غلط درباره حقایق بیرونی استوار باشد و بر این اساس، شاید نیاز به دگرگونی در آن وجود داشته باشد، اما همواره مجموعه‌ای قابل تصور از رخداد‌های خارجی وجود دارند که اجرای برنامه را بدان گونه که نخست در ذهن پرورانده شده بود، امکان‌پذیر مي‌کنند. با این همه برنامه‌هایی که افرادی مختلف، به گونه‌ای همزمان، اما مستقل برای آنها تصمیم‌گیری کرده‌اند، ماجرایی دیگر دارند. در وهله اول برای آنکه تمام این برنامه‌ها بتوانند پیاده شوند، لازم است که بر انتظار وقوع مجموعه یکسانی از رخداد‌های بیرونی استوار باشند، چه اگر قرار بود افرادی مختلف، برنامه‌های خود را بر انتظاراتی نا‌سازگار بنا کنند، هیچ مجموعه‌ای از رویداد‌های خارجی نمی‌توانست اجرای تمام آنها را ممکن سازد و ثانیا در جامعه‌ای که بنیانش مبادله است، برنامه‌های اعضای آن تا حد قابل توجهی زمینه را برای اقداماتی خواهند چید که مستلزم کنش‌هایی متقابل از سوی دیگران هستند. این یعنی اگر قرار است حتی قابل تصور باشد که افراد مختلف بتوانند تمام برنامه‌های خود را پیاده کنند، این برنامه‌ها باید به معنایی خاص سازگار و همخوان باشند.5 یا به سخن دیگر از آن جا که بخشی از داده‌هایی که هر فرد واحدی برنامه‌هایش را بر آنها استوار می‌کند، انتظار این امر است که دیگران به گونه‌ای خاص رفتار کنند، ساز‌گاری برنامه‌های مختلف نیاز‌مند آن است که برنامه‌های فرد دقیقا همان کنش‌هایی را در خود داشته باشند که داده‌های برنامه‌های دیگران را شکل می‌دهند. در برداشت رایج از تحلیل تعادلی، بخشی از این گرفتاری به وضوح به واسطه این فرض از میان می‌رود که داده‌ها در قالب برنامه‌هایی برای تقاضا که سلایق فردی و حقایق فنی را باز‌می‌نمایانند، به گونه‌ای برابر در اختیار همه قرار دارند و عمل افراد بر پایه فرض‌هایی یکسان به نوعي به ساز‌گاری برنامه‌هایشان با یکدیگر منجر می‌شود. غالبا اشاره شده که این امر واقعا بر مشکل حاصل از این نکته که کنش‌های یک فرد، داده‌های فردی دیگر است، غلبه نمي‌كند و لذا تا اندازه‌ای با دور باطل رو‌به‌رو هستيم. با این همه چیزی که در ظاهر تا به حال هیچ توجهی به آن نشده، این است که در کل این روند، در رابطه با یک ویژگی بسیار عمومی‌تر که به خاطر مبهم‌گویی و مغلطه در باب واژه «داده» به بار آمده و نکته فوق تنها نمونه‌ای خاص از آن است، سر‌در‌گمی ايجاد شده. داده‌هایی که در این برداشت از تحليل تعادلي پنداشته می‌شود كه حقايقي عینی‌اند و برای تمام افراد یکسان هستند، به وضوح دیگر همان داده‌هایی نیستند که دگرگوني‌هاي توتولوژیک منطق محض انتخاب از آنها آغاز مي‌شد. در آن جا «داده‌ها» به معنای آن حقایق بود و تنها آن حقایق که در ذهن فرد کنشگر وجود داشتند و تنها این تفسیر ذهنی از واژه «داده» بود که گزاره‌هاي منطق محض انتخاب را به واقعیاتی ضروری بدل می‌کرد. «داده» به معنای شناخته‌شده بودن و داده‌شده بودن برای فرد مورد نظر بود، اما این مفهوم در گذار از تحلیل کنش یک فرد به تحلیل شرایط جامعه، تغییر معنایی مکارانه و پنهانی را از سر گذرانده است. 4 پریشانی در باب مفهوم داده، سرچشمه چنان تعداد بی‌شماری از گرفتاری‌ها‌ی ما در این عرصه است که ضروری است به گونه‌ای جزئی‌تر به ارز‌یابی آن بنشینیم. البته که داده به معنای چیزی داده‌شده است، اما پرسشی که بی‌پاسخ رها شده و در علوم اجتماعی دو پاسخ متفاوت را تاب می‌آورد، این است که قرار است این فاكت‌ها برای چه کسی داده‌شده باشند. به نظر می‌رسد که اقتصاد‌دان‌ها همواره به شكلي نا‌خود‌آگاه در قبال این نکته تردید‌ها و پریشانی‌هايي داشته‌اند و با تاکید بر این مساله که فاکت‌ها داده‌شده هستند - حتی با بهره‌گیری از تعابیری حشو مانند «داده‌های داده‌شده» - خود را در برابر این احساس که به هیچ وجه نمی‌دانند كه این فاكت‌ها برای چه کسی داده‌شده هستند، قوت قلبی دوباره داده‌اند، اما این پاسخی برای این پرسش نیست که آیا تصور مي‌شود كه حقایقی که به آنها اشاره کردیم، برای اقتصاد‌دان ناظر داده‌شده هستند یا برای افرادی که او می‌خواهد به تشریح کنش‌هایشان بپردازد و اگر فاكت‌هاي مورد اشاره برای گروه دوم داده‌شده هستند، آیا فرض بر این است که فاکت‌هایی یکسان برای همه افراد مختلف درون نظام شناخته‌شده هستند یا «داده‌ها»‌ی افراد گوناگون با یکدیگر فرق دارند. به نظر می‌رسد جای هیچ تردیدی نیست که این دو برداشت از «داده‌ها»، از یک سو به معنای فاکت‌هایی واقعی و عینی بدان گونه که قرار است اقتصاد‌دان ناظر از آنها آگاه باشد و از سویی دیگر به معنای ذهنی کلمه و به مثابه چیز‌هایی که افرادی که می‌کوشیم رفتار‌شان را شرح دهیم از آنها آگاهند، واقعا به گونه‌ای بنیادین با یکدیگر تفاوت دارند و باید آنها را به دقت از یکدیگر باز‌شناخت. افزون بر آن همان طور که در ادامه در‌خواهیم یافت، این پرسش که چرا داده‌ها به معنای ذهنی کلمه اصلا باید با داده‌های عینی همخوان باشند، یکی از مسائل پر‌اهمیتی است که باید پاسخي برايشان بيابيم. سود‌مندی این تمایز زمانی بلا‌فاصله رخ می‌نمایاند که آن را در باب این پرسش به کار گیریم که مفهوم وجود حالت تعادلي در هر لحظه واحد در جامعه، چه معنایی را می‌تواند برای ما داشته باشد. به وضوح به دو معنا می‌توان گفت که داده‌های ذهنی که برای افراد مختلف داده‌شده هستند و برنامه‌های فردی که ضرورتا در این داده‌ها ریشه دارند، با یکدیگر ساز‌گارند. ممکن است تنها این معنا را در ذهن داشته باشیم که این برنامه‌ها متقابلا همسازند و از این رو مجموعه‌ای قابل تصور از رخداد‌های بیرونی وجود دارد که باعث می‌شود همه بتوانند برنامه‌هایشان را پیاده کنند، بی آن که هیچ دلسردی و سرخوردگی‌ای به بار آید. اگر این سازگاری متقابل غایات، داده‌شده نبود و بر این پایه اگر هیچ مجموعه‌ای از رخداد‌های بیرونی نمی‌توانست تمام انتظارات را برآورده کند، آشکارا می‌توانستیم بگوییم که آن چه پدید آمده، حالتی تعادلی نیست. وضعیتی داریم که در آن گریزی از باز‌بینی برنامه‌ها، دست کم از جانب برخی افراد نیست یا اگر بخواهیم تعبیری را به کار گیریم که در گذشته معنایی به نسبت گنگ و مبهم داشته، اما ظاهرا به خوبی از پس توصیف این حالت برمی‌آید، با وضعیتی مواجهیم که در آن گریزی از آشفتگی‌ها و پریشانی‌های «درون‌زا» (endogenous) نیست. با این حال پرسش دیگر کماکان پا‌بر‌جا می‌ماند. آیا مجموعه داده‌های ذهنی فردي با داده‌های عینی سازگارند و بر این اساس آیا انتظاراتی که برنامه‌ها بر آنها استوار بوده‌اند، به واسطه حقایق تایید می‌شوند؟ اگر همخوانی میان داده‌ها به این معنا برای تعادل ضروری بود، در پایان دوره‌ای که افراد برای آن برنامه‌ریزی کرده‌اند، هرگز نمی‌توانستیم تعیین کنیم که آیا جامعه در آغاز در تعادل بوده یا خیر، الا اینکه رویکردی گذشته‌نگر را بر‌مي‌گزيديم. به نظر می‌رسد كه با کاربرد جا‌افتاده واژه‌ها ساز‌گار‌تر است اگر در موردی از این دست بگوییم که تعادل، بدان گونه که در معنای نخست تعریف می‌شود، می‌تواند در اثر بسط پیش‌بینی‌نشده داده‌ها (ی عینی) از میان برود و این را اختلالی برون‌زا توصیف کنیم. در حقیقت به نظر نمی‌رسد که بتوانیم هیچ معنای مشخصی را به مفهوم پر‌کاربرد تغییر در داده‌ها (ی عینی) پیوند دهیم، مگر آن که میان تغییرات خارجی سازگار با آنچه انتظار می‌رفته و آن دسته از تغییرات بيروني‌اي که با انتظارات ما تفاوت دارند، تمیيز بگذاریم و هر گونه فاصله‌گیری پیشامد‌های واقعي از تحولات انتظاری را بی‌توجه به معنای مجرد کلمه، یک «تغییر» (change) تعریف کنیم. اگر به عنوان مثال تناوب فصل‌های سال به یک‌باره متوقف می‌شد و وضع هوا از روزی خاص به بعد ثابت می‌ماند، بی‌تردید از تغییری در داده‌‌ها به معنایی که ما به کار می‌گیریم، یا به بیان دیگر از تغییری نسبت به انتظارات حکایت می‌کرد، هر چند به معنای مجرد کلمه، این امر بیانگر تغییر نبود و بلکه از نبود تغییر سخن می‌گفت، اما این همه به آن معنا است که تنها در صورتی می‌توان صحبت از تغییر در داده‌ها به میان آورد که تعادل به معنای نخست آن وجود داشته باشد یا به سخن دیگر، انتظارات با یکدیگر سازگار باشند. اگر برخورد و تعارضی میان آنها به وجود می‌آمد، هر گونه تحولی در حقایق بیرونی می‌توانست از انتظارات یک فرد پشتیبانی کند و چشمداشت‌های دیگران را باطل سازد و در این صورت نمی‌توانستیم تعیین کنیم که چه چیزی تغییر در داده‌های عینی بوده است.6 5 بر این اساس برای جوامع می‌توان از وضعیت تعادلی در نقطه‌ای از زمان صحبت کرد، اما این تنها به آن معنا است که برنامه‌های متفاوتی که افراد سازنده جامعه برای كنش در زمان پرورانده‌اند، متقابلا همخواني دارند و تعادل، اگر وجود داشته باشد، تا زمانی ادامه خواهد يافت که داده‌های بیرونی با انتظارات مشترک تمام اعضای جامعه سازگار باشند. از این رو دوام وضعیت تعادلی به این معنا به ثبات داده‌های عینی، به معنایی مطلق بستگی ندارد و ضرورتا به فرآیندی ایستا محدود نخواهد بود. تحلیل تعادلی اساسا برای جامعه‌ای بالنده و در حال رشد و برای آن دسته از روابط قیمتی میان‌زمانی که این اواخر دردسر‌های زیادی را برای ما به بار آورده‌اند، کاربرد می‌یابد.7 به نظر می‌رسد که این ملاحظات نور زیادی را بر ارتباط میان تعادل و پیش‌بینی که اخیرا بحث‌های داغی درباره آن در‌گرفته، می‌افکنند.8 در ظاهر مفهوم تعادل تنها به این معنا است که پیش‌بینی اعضای مختلف جامعه به معنایی خاص درست است. این پیش‌بینی باید به این معنا صحیح باشد که برنامه یکایک افراد بر چشمداشت آن دسته از فعالیت‌های افراد دیگر که قصد انجامشان را دارند، استوار است و تمام این برنامه‌ها بر انتظار مجموعه یکسانی از حقایق خارجی بنا شده‌اند، به گونه‌ای که تحت شرایطی خاص، هیچ کس دلیلی برای تغییر برنامه‌های خود ندارد. بر این پایه بر خلاف آن چه برخی اوقات تصور می‌شده است، پیش‌بینی صحیح پیش‌شرطی نیست که وجودش برای آن که بتوان به تعادل دست یافت ضروری باشد، بلکه ویژگی تعیین‌کننده وضعیت تعادلی است. همچنین برای دستیابی به این هدف نیازی نیست که پیش‌بینی كامل باشد، به این معنا که نیازی نیست كه دامنه پیش‌بینی به آینده نا‌معین گسترده شود یا تمام افراد، همه چیز را به درستی پیش‌بینی کنند، بلکه باید گفت که تعادل تا زمانی دوام خواهد داشت که پیش‌بینی‌ها درست از آب درآیند و این پیش‌بینی‌ها تنها باید به لحاظ نکاتی که با تصمیمات افراد مرتبط‌اند، صحیح باشند، اما در بخش‌های بعد به کند‌و‌کاو بیشتر در باب این پرسش که پیش‌بینی یا دانش مرتبط چیست، خواهیم پرداخت. قبل از آن که در این مسیر پیش‌تر روم، احتمالا باید اندکی درنگ کنم و با مثالی ملموس، آنچه را که درباره معنای وضعیت تعادلی گفته‌ام شرح دهم و نشان دهم که این وضعیت چگونه می‌تواند بر‌هم‌خورد. زمینه‌سازی‌هایی را که در هر لحظه برای ساخت مسکن انجام می‌شود، در نظر بگیرید. تولید‌کنندگان آجر، لوله‌کش‌ها و دیگران همگی به تولید موادی مي‌پردازند که به هر تقدیر با تعداد مشخصی مسکن که دقیقا به این مقدار از مواد خاص نیاز دارند، سازگار خواهند بود. به همین ترتیب می‌توان به خریدارانی در آینده اندیشید که اکنون پس‌انداز می‌کنند و در زمانی خاص مي‌توانند با استفاده از پس‌انداز‌های خود، تعداد مشخصی واحد مسکونی را بخرند. در صورتی که تمام این فعالیت‌ها نمایانگر آمادگی و زمینه‌سازی برای تولید (و خرید) تعداد ثابتی خانه باشد، می‌توان گفت که بین آنها تعادل وجود دارد، به این معنا که تمام کسانی که با آنها درگیرند، درمی‌یابند که از پس اجرای برنامه‌های خود برمی‌آیند.9 اما اوضاع ضرورتا اين گونه نيست، چون شايد عيان شود که شرایط دیگری که بخشی از برنامه این افراد برای کنش نیست، با آنچه انتظار داشته‌اند، تفاوت دارد. ممکن است بخشی از مواد به خاطر بروز سانحه نابود شوند، وضع آب‌و‌هوا، ساخت‌و‌ساز را نا‌ممکن کند یا یک نو‌‌آوری، نسبت نیاز به عوامل مختلف را تغییر دهد. این چیزی است که ما تغییر در داده‌ها (ی بیرونی) می‌نامیم و تعادلی را که وجود داشته است، به آشوب می‌کشاند، اما اگر این برنامه‌های مختلف از ابتدا با یکدیگر همخوانی نمي‌داشتند، فارغ از اینکه چه اتفاقی رخ دهد، نا‌گزیر برنامه‌های یک فرد ناکام خواهند ماند و باید تغيير يابند و از این رو، کل مجموعه کنش‌ها در طول زمان همان ویژگی‌هایی را به نمایش نخواهند گذاشت که اگر تمام اقدامات هر فرد را بتوان بخشی از یک برنامه فردی واحد در نظر گرفت - برنامه‌ای که او در آغاز در سر پرورانده است - پدیدار می‌شوند.10 6 وقتي كه در اين همه بر تمايز ميان سازگاري صرف دروني برنامه‌هاي فردي11 و انطباق آنها با فاكت‌هاي واقعي خارجي يا داده‌هاي عيني تاكيد مي‌كنم، البته منظورم اين نيست كه توافق دروني ذهني به گونه‌اي توسط فاكت‌هاي بيروني پديد نمي‌آيد. البته دليلي ندارد كه داده‌هاي ذهني افراد مختلف هميشه با يكديگر سازگار باشند، مگر آن كه اين داده‌ها در تجربه حقايق عيني يكساني ريشه داشته باشند، اما مساله اين است كه تحليل تعادلي محض به شيوه پيدايي اين سازگاري توجهي نمي‌كند. در توصيفي كه اين نوع تحليل از يك وضعيت تعادلي موجود به دست مي‌دهد، به سادگي فرض مي‌شود كه داده‌هاي ذهني با حقايق عيني تطبيق دارند. روابط تعادلي را نمي‌توان به تنهايي از حقايق عيني دريافت، چون تحليل آن چه كه افراد انجام خواهند داد، تنها مي‌تواند از چيزي آغاز شود كه برايشان معلوم است. همچنين تحليل تعادلي نمي‌تواند تنها از مجموعه‌اي داده‌شده از داده‌هاي ذهني آغاز گردد، چون داده‌هاي ذهني افراد مختلف يا با يكديگر همخواني دارند يا ندارند، به اين معني كه از قبل معين مي‌كنند كه آيا تعادل وجود دارد يا خير. در اين جا نمي‌توان بيش از اين پيش رفت، مگر آن كه از دليل توجه‌مان به وضعيت يقينا ساختگي و بي‌پايه تعادل بپرسيم. فارغ از گفته‌هايي كه اقتصاد‌دانان زيادي‌محض هر از گاهي بر زبان مي‌رانند، ظاهرا نمي‌توان ترديد كرد كه تنها مايه توجه ما به اين مساله، وجود فرضي گرايش به تعادل است. تنها با پا‌فشاري بر وجود چنين گرايشي است كه اقتصاد ديگر جايگاهي در منطق محض نخواهد داشت و به علمي تجربي بدل خواهد شد. حال بايد به سراغ اقتصاد به مثابه علمي تجربي برويم. در پرتو تحليل ما از معناي وضعيت تعادلي بايد به سادگي بتوان گفت كه پافشاري بر وجود گرايش به تعادل، واقعا چه محتوايي در خود دارد. اين ادعا به سختي مي‌تواند معنايي غير از اين داشته باشد كه در شرايطي خاص، تصور مي‌شود كه دانش و نيات اعضاي مختلف جامعه بيشتر و بيشتر با يكديگر ساز‌گاري پيدا مي‌كنند، يا به بياني با عموميت و دقت كمتر، اما با عينيت بيشتر، معناي اين ادعا آن است كه انتظارات افراد و به ويژه سرمايه‌گذاران، بيشتر و بيشتر تصحيح خواهند شد. اين گونه دفاع از وجود گرايش به تعادل، آشكارا گزاره‌اي تجربي است و به تعبير ديگر ادعايي است درباره آن چه در دنياي واقعي رخ مي‌دهد و - دست‌كم اصولا - امكان تاييد آن بايد وجود داشته باشد. اين ادعا همچنين به گزاره كما‌بيش مجرد ما معناي عرفي نسبتا قابل‌قبولي مي‌دهد. تنها مشكل اين است كه هنوز درباره (1) شرايطي كه قرار است اين گرايش تحت آن وجود داشته باشد و (2) طبيعت فرآيندي كه دانش فردي از راه آن تغيير مي‌يابد، در تاريكي عميقي به سر مي‌بريم. 7 تحليل تعادلي در نمايي كه معمولا از آن به دست مي‌دهند، عموما به شكلي تصوير مي‌شود كه گويي اين پرسش‌ها درباره چگونگي پيدايي تعادل حل شده‌اند، اما اگر نگاهي دقيق‌تر به ماجرا بيندازيم، به زودي آشكار مي‌شود كه اين نمايش‌هاي ظاهري، چيزي بيش از اثبات صوري آن چه كه از قبل فرض گرفته شده، نيستند.12 ابزاري كه معمولا براي اين هدف به كار گرفته مي‌شود، فرض وجود بازاري كامل است كه در آن همه اعضا بي‌‌درنگ از يكايك رخداد‌ها آگاه مي‌شوند. بايد به خاطر داشت كه بازار كاملي كه براي برآورده ساختن فروض تحليل تعادلي ضروري است، نبايد به بازار‌هاي خاص تمام كالا‌هاي منفرد محدود شود، بلكه كل نظام اقتصادي را بايد بازار كاملي تصور كنيم كه همه در آن همه چيز را مي‌دانند. از اين رو فرض بازار كامل معنايي غير از اين ندارد كه تمام اعضاي جامعه، حتي اگر فرض بر اين نباشد كه بر همه چيز كاملا آگاهند، دست‌كم به گونه‌اي خود‌كار تمام آن چه را كه با تصميمات‌شان مرتبط است، مي‌دانند. به نظر مي‌رسد كه «انسان اقتصادي»، اين لكه سياهي كه با عبادت از خود دورش كرده‌ايم، در لباس فردي به ظاهر داناي كل دوباره از در پشتي باز‌گشته. این گزاره که اگر افراد از همه چیز آگاه باشند در تعادل خواهند بود، صحیح است، تنها به این دلیل که این تعریفی است که از تعادل به دست می‌دهیم. فرض وجود بازاری کامل در این معنا، فقط شیوه‌ای دیگر برای بیان وجود تعادل است، اما ما را به توضیحی در این باب که تعادلی از این دست، چگونه و در چه زمانی پدیدار مي‌شود، نزدیک‌تر نمی‌کند. آشکار است که اگر می‌خواهیم پا‌فشاری کنیم که تحت شرایطی خاص، افراد به این وضعیت نزدیک مي‌شوند، باید توضیح دهیم که دانش ضروری را طی چه فرآیندی کسب مي‌كنند. البته هر گونه فرضی درباره کسب عملي دانش در طول این فرآیند نیز جنسی فرضی دارد، اما این بدان معنا نیست که چنين فروضی، همگی به نحوی یکسان توجیه می‌شوند. در این جا باید به فروضی درباره علیت بپردازیم، به گونه‌ای که آن چه فرض می‌گیریم، نباید صرفا امکان‌پذیر تلقی شود (که اگر افراد را دانای کل بپنداریم، بی‌تردید این گونه نخواهد بود)، بلکه درست بودن آن نیز باید محتمل پنداشته شود. افزون بر آن، باید دست کم در اصول بتوان نشان داد که فرض ما در مواردی خاص درست است. نکته مهم در این میان آن است که آن چه محتوای تجربی گزاره‌های ما را درباره رخداد‌هاي دنیای واقعی شکل می‌دهد، این فروض یا فرضیات به ظاهر فرعی هستند كه افراد از تجربه می‌آموزند و به چگونگي كسب دانش از سوي آنها ارتباط دارند. این فرض‌ها یا فرضیه‌ها معمولا در مقام توصیف نوع بازاری که گزاره‌هایمان به آن اشاره دارند، ناقص و در لفافه به نظر می‌رسند، اما این تنها یک جنبه، هر چند شاید مهم‌ترین جنبه از این مساله عمومی‌تر است که دانش چگونه کسب می‌شود و انتقال می‌یابد. نکته مهمی که غالبا به نظر نمی‌رسد که اقتصاد‌دانان از آن آگاه باشند، این است که طبیعت این فرضیات از بسیاری جهات تفاوت‌های عمیقی با فروض کلی‌تری دارد که منطق محض انتخاب از آنها آغاز می‌شود. از نگاه من تفاوت‌های عمده میان آنها دو‌تا هستند: نخست اینکه فروضی که منطق محض انتخاب از آنها آغاز می‌شود، حقایقی‌اند که می‌دانیم در فكر تمام انسان‌ها وجود دارند. این فروض را می‌توان اصول اولیه‌ای انگاشت که دامنه‌ای را که قادریم در آن فرآیند فکر دیگران را درک کنیم یا آن را به گونه‌ای ذهنی باز‌سازی نمايیم، تعیین می‌کنند یا مرز‌های آن را مشخص می‌سازند. از این رو اين فروض در رابطه با ميداني که به آن می‌پردازیم، به گونه‌اي جهان‌شمول صادقند - هر چند البته این مساله که مرز‌های این میدان به معنای عینی کلمه در کجا قرار دارند، مساله‌ای است تجربی. فروضي كه نقطه آغاز منطق محض انتخاب را مي‌سازند، به نوعی از کنش انسان اشاره دارند (که آن گونه که رایج است، آن را کنش «عقلایی» یا حتی تنها «آگاهانه» می‌نامیم و بدین گونه آن را از کنش «غریزی» جدا می‌سازیم)، نه به شرایط خاصی که این کنش در آن انجام می‌گیرد، اما فروض یا فرضیاتي که وقتي قصد داریم فرآیند‌های اجتماعی را توضیح دهیم باید به کار‌شان گیریم، به رابطه میان اندیشه فرد با دنیای خارج و به این مساله که دانش او چگونه و تا چه اندازه با حقایق خارجی همخوانی دارد، مرتبطند. به علاوه این فرضیات ضرورتا باید در قالب مدعیاتی در باب ارتباطات علی و چگونگی خلق دانش به واسطه تجربه بیان شوند. اما تفاوت دوم این است که هر چند تحلیل ما در ساحت منطق محض انتخاب می‌تواند فرا‌گیر و جامع شود، یا به بیان دیگر هر چند می‌توان ابزاری شکلی را در آن بسط داد که تمام شرایط قابل تصور را در‌بر‌گیرد، اما فرضیات جنبی نا‌گزیر باید گزینشی باشند، به این معنا که باید گونه‌هایي آرمانی را که به دلایلی دارای تناسب خاص با شرایط دنیای واقعی‌شان می‌بینیم، از میان بی‌نهایت موقعیت امکان‌پذیر بر‌گزینیم.13 البته به همان ترتیب که منطق محض انتخاب تنها در رابطه با کسانی صادق است که مجبورند معانی محدودی را در میان گستره‌ای از اهداف مختلف تقسیم کنند، می‌توانستیم علمی متفاوت را نیز بسط دهیم که موضوعش بنا به تعریف به «بازار کامل» یا ابژه‌ای که به نحوی مشابه تعریف شده است، محدود گردد. گزاره‌های ما برای عرصه‌ای که به این نحو تعریف شده باشد، باز هم به گونه‌ای پیشینی درست خواهند بود، اما برای روندی از این دست، توجیهی نخواهیم داشت که حاوي این فرض باشد که شرایط دنیای واقعی به آن چه ما فرض می‌گیریم، شبیه است. 8 حال باید به این مساله بپردازم که فرضیه‌های متعین مرتبط با شرایطی که قرار است افراد تحت آنها دانش مرتبط را کسب کنند و فرآیندی که قرار است این دانش را از طریق آن به دست آورند، چیستند. اگر به هر طريقي آشکار بود که فرضیه‌هایی که معمولا در این عرصه به کار گرفته می‌شوند کدامند، باید از دو جنبه به کنکاش و مداقه در آنها می‌پرداختیم: نخست باید بررسی می‌کردیم که آیا برای توضیح حرکتی به سوی تعادل، لازم و کافی هستند یا خیر و نیز باید نشان می‌دادیم که واقعیت آنها را تا چه اندازه تاب می‌آورد، اما شور‌بختانه اکنون پا به مرحله‌ای می‌گذارم که در آن به نحو فزاینده‌ای، مشکل بتوان گفت که فروضی که بر پایه آنها ادعا می‌کنیم كه گرایشی به سوی تعادل وجود خواهد داشت، دقیقا چه هستند و همچنين به سختي بتوان ادعا کرد که تحلیل ما درباره دنیای واقعی صادق است.14 نمی‌توانم وا‌نمود کنم که تا به حال در این باره بسیار بیشتر از دیگران پیش رفته‌ام. بر این اساس، تمام آن چه كه می‌توانم انجام دهم، این است که سوالاتی را بپرسم که اگر می‌خواهیم موضعی روشن درباره معنای بحث خود داشته باشیم، نا‌گزیر از یافتن پاسخي برای آنها هستیم. تنها شرطی که به نظر می‌رسد اقتصاد‌دانان تا اندازه‌ای درباره ضرورت آن جهت بر‌پايي تعادل توافق دارند، «ثبات داده‌ها» است، اما در پی آن چه راجع به گنگی مفهوم «داده‌ها» مشاهده كرده‌ايم، به درستی باید بپنداريم که این شرط نیز ره به جایی نمی‌برد. حتی اگر فرض گیریم - کما اینکه احتمالا گریزی از این فرض نداریم - که این واژه در این جا به معنای عینی خود به کار رفته است (و خواهیم دید که ترجیحات افراد مختلف را در‌بر‌می‌گیرد)، به هیچ وجه مشخص نیست که برای آن که افراد عملا دانش ضروری را کسب کنند، چنین فرضی لازم یا کافی باشد یا آشکار نیست که هدف از آن بیان شروطی بوده که افراد تحت آنها به دانش ضروري دست می‌یابند. این نکته‌ای بسیار معنا‌دار است که برخی نویسندگان، به هر صورت احساس می‌کنند که باید پاي «دانش کامل» (perfect knowledge) را نیز به عنوان شرطی جدا‌گانه و متمایز به میان كشيد.15 در حقیقت خواهیم دید که ثبات داده‌های عینی، نه شرطی است ضروری و نه شرطی است کافی. شرط ضروری نبودن ثبات داده‌های عینی از این جا ریشه می‌گیرد که اولا هیچ کس نمی‌خواهد آن را در این معنای مجرد که هیچ چیز نباید هرگز در دنیا رخ دهد، تفسیر کند و ثانیا همان طور که پیش از این دیده‌ایم، به محض اینکه می‌خواهیم دگرگونی‌هایی را که مرتبا اتفاق می‌افتند یا شاید حتی تغییراتی را که با سرعتی ثابت پیش می‌روند در نظر بگیریم، تنها راه ممكن براي تعریف ثبات، اشاره به انتظارات است. حال این شرط [ثبات داده‌هاي عيني] تنها هم‌سنگ آن است که بگوییم باید گونه‌ای نظم قابل‌فهم که پیش‌بینی درست رخداد‌ها را امکان‌پذیر می‌کند، در دنیا وجود داشته باشد. ليكن هر چند این امر به وضوح برای اثبات اینکه افراد پیش‌بینی درست رویداد‌ها را می‌آموزند کفایت نمی‌کند، حتی درباره ثبات داده‌ها در معنایی مجرد، بسیار کمتر صادق است. برای هر فرد واحد، ثبات داده‌ها به هیچ طریقی به معنای ثبات تمام داده‌های مستقل از او نیست، چون به یقین تنها سلایق دیگران و نه کنش‌های آنها را می‌توان به این معنا ثابت فرض کرد. از آنجا که تمام افراد دیگر با کسب تجربه درباره حقایق بیرونی و کنش‌های دیگران، تصمیمات خود را تغییر می‌دهند، هیچ دلیلی وجود ندارد که این فرآیند دگرگونی‌های پیاپی زمانی به پایان رسد. اینها مشکلاتی شناخته‌شده هستند،16 و در اینجا تنها به این خاطر به آنها اشاره می‌کنم که به یاد‌تان بیاورم که آگاهی ما درباره شرایطی که تحت آن به تعادل خواهیم رسید، واقعا چه قدر اندک است، اما پیشنهاد نمی‌کنم که این خط را بیش از این پی بگیریم، البته نه به این خاطر که این مساله از جنس احتمال تجربی که افراد ياد مي‌گيرند (یا به بیان دیگر داده‌های ذهنی آنها با یکدیگر و با داده‌های عینی سازگار مي‌شود) جایی در میان مسائل حل‌نشده و بسیار جالب ندارد بلکه به این خاطر که از نگاه من، رویکرد پر‌بار‌تر دیگری براي كنكاش در این مساله حياتي وجود دارد. ادامه دارد پا‌نوشت‌ها 1. Knowledge به معناي دانش، شناخت، آگاهی، معرفت و ... است و در این مقاله عمدتا به «دانش» و بعضا به آگاهي يا شناخت بر‌گردانده شده است. 2. یا بر‌عکس، قابل ابطالند (مقایسه کنید با کارل پوپر، منطق اکتشاف علمی [وین، 1935]، بخش‌های مختلف). 3. بررسی کامل‌تر در باب فرآیندی که اهمیت پیش‌بینی‌ها به واسطه آن و به تدریج جای خود را در تحلیل اقتصادی باز می‌کرد، احتمالا باید با ارزیابی و بهره ایروینگ فیشر (1896) آغاز می‌‌شد. 4. خاصه در این باب مقایسه کنید با لودویگ فن میزس، Grundprobleme der Nationalokonomie [ترجمه به انگلیسی با عنوان مسائل معرفت‌شناختی علم اقتصاد]، (ژنا، 1933)، صص 22 به بعد و 160 به بعد. 5. از مدت‌ها قبل این نکته مرا به حیرت واداشته که چرا تا آن جا که من می‌دانم، هیچ تلاش نظام‌مندی در جامعه‌شناسی برای تحلیل روابط اجتماعی در قالب ساز‌گاری و نا‌سازگاری یا هماهنگی و نا‌هماهنگی اهداف و امیال فردی صورت نگرفته است. 6. مقایسه کنید با مقاله همین نویسنده، «حفظ سرمایه»، اکونومیکا، 2، (دوره جدید، 1935)، 265. چاپ دوباره در سود، بهره و سرمایه‌گذاری (لندن، 1939). 7. در نگاه من جدا‌سازی دو مفهوم تعادل و وضعیت ایستا چیزی نیست مگر پیامد ضروری فرآیندی که برای مدتی نسبتا طولانی در جریان بوده است. امروزه احتمالا این نکته به گونه‌ای عمومی احساس می‌شود که همنشيني میان دو مفهوم پیش‌گفته ماهوی نیست، بلکه تنها در دلایلی تاریخی ریشه دارد. اگر جدا‌سازی کامل آنها هنوز صورت واقعیت به خود نگرفته، ظاهرا تنها به این خاطر است که تا به حال، هیچ تعریف بدیلی از وضعیت تعادلی بیان نشده است که اين امر خود سبب شده که بتوان گزاره‌هایی از تحلیل تعادلی را که اساسا از مفهوم وضعیت ایستا مستقل هستند، در قالبی عمومی بیان کرد. با این همه به وضوح، قرار نیست که بیشتر گزاره‌های تحلیل تعادلی تنها در وضعیت ایستایی صادق باشند که احتمالا هرگز به آن دست نخواهیم یافت. به نظر می‌آید که فرآیند جدا‌سازی این دو مفهوم از مارشال و تميیزی که او میان تعادل‌های کوتاه‌مدت و بلند‌مدت نهاده، آغاز شده است. مقایسه کنید با احکامی از این قبیل: «چون طبیعت خود تعادل و سرشت عللی که آن را پدید می‌آورند، به طول دوره بسط بازار بستگی دارد» (اصول [ویرایش هفتم]، جلد 1، 330). ایده وضعیتی تعادلی و غیر‌‌ایستا، پیش از آن در نوشته من با عنوان «نظام تعادل میان‌زمانی قیمت‌ها و نوسانات پولی»، Weltwirtschaftliches Archiv، شماره 28 (ژوئن 1928) آمده بود و اگر بخواهیم از ابزار تعادلی برای تشریح هر پدیده‌ای مرتبط با «سرمایه‌گذاری» استفاده کنیم، این ایده البته نقشی اساسی دارد. اطلاعات تاریخی فراوانی را می‌توان در باب کل این موضوع در ای.شمس، «ایستای مقایسه‌ای»، Zeitschrift fur Nationalokonomie، دوره 2، شماره 1 (1930) ص 175 یافت و برای مطالعه شرح‌و‌بسط‌هایی بیشتر از زمانی که این مقاله برای اولین بار منتشر شد، رجوع کنید به هایک، نظریه محض سرمایه (لندن، 1941)، فصل 2. 8. به ویژه مقایسه کنید با اسکار مورگنسترن، «پیش‌بینی كامل و تعادل اقتصادی»، Zeitschrift fur Nationalokonomie، شماره 6 (1934)، 3. 9. نمونه‌ای دیگر که اهمیتی کلی‌تر دارد، البته همخوانی میان «سرمایه‌گذاری» و «پس‌انداز» است - اولی به معنای نسبتی (در قالب هزینه نسبی) که سرمایه‌گذاران، کالا‌های مصرفی و تولیدی را طبق آن در تاریخی خاص فراهم می‌آورند و دومی به معنای نسبتی که مصرف‌کنندگان به طور کلی، منابع خود را در تاریخ خاص پیش‌گفته بر پایه آن میان کالا‌های مصرفی و تولیدی توزیع می‌کنند (مقایسه کنید با مقالات من، «انتظارات قیمتی، آشفتگی‌های پولی و سرمایه‌گذاری نا‌مناسب» [1933]، چاپ دوباره در سود، بهره و سرمایه‌گذاری [لندن، 1939]، صص 56-135 و «حفظ سرمایه»، در همان کتاب، صص 134-83. از این لحاظ خالی از لطف نیست که اشاره کنم جی.تارد، جامعه‌شناس بزرگ فرانسوی در روند کنکاش‌هایی که در همین حوزه انجام داد و من را به سوی این تاملات کشاند - در حین مطالعه بر نظریه بحران‌ها - بر «تضاد باور‌ها» یا «تضاد قضاوت‌ها» یا «نا‌ساز‌گاری امید‌ها» به عنوان دلیل اصلی این پدیده‌ها پای می‌فشرد (روان‌شناسی اقتصادی [پاریس، 1902]، جلد 2، 29-128؛ همچنین مقایسه کنید با ان.پینکوس، مساله متعارف در اقتصاد [لایبزیگ، 1906]، صص 252 و 275). 10. اين پرسشي جالب است - البته در اين جا امكان كنكاش در آن براي من وجود ندارد - كه آيا براي آن كه بتوان از تعادل سخن گفت، يكايك افراد بايد بر حق باشند يا كفايت نمي‌كند اگر مقدار كالا‌هاي مختلفي كه به بازار مي‌آيد، در نتيجه جبران خطا‌ها در جهات مختلف به همان مقداري باشد كه گويي همه افراد بر حق بوده‌اند. چنين به نظر من مي‌رسد كه گويي وجود تعادل به معناي دقيق كلمه مستلزم آن است كه شرط اول برآورده شود، اما به باور من ممكن است مفهومي گسترده‌تر از تعادل كه تنها به شرط دوم نياز داشته باشد، هر از گاهي مفيد از آب درآيد. براي بحث و بررسي كامل‌تر در اين باب بايد كل مساله اهميتي را كه برخي اقتصاد‌دان‌ها (از جمله پاره‌تو) به قانون اعداد بزرگ در اين عرصه نسبت مي‌دهند، در نظر گيريم. در رابطه با اين نكته كلي رجوع كنيد به پي.ان.روزنشتاين-رودان، «تناسب نظريه‌هاي عمومي پول و قيمت»، اكونوميكا، آگوست 1936. 11. يا بدان خاطر كه از منظر ويژگي توتولوژيك منطق محض انتخاب، مي‌توان «برنامه‌هاي فردي» و «داده‌هاي ذهني» را به جاي يكديگر به كار برد، توافق ميان داده‌هاي ذهني افراد مختلف. 12. به نظر مي‌رسد در اين اواخر كه به كرات تاكيد مي‌شود كه تحليل تعادلي تنها شرايط تعادل را وصف مي‌كند، بي آن كه براي استنباط جايگاه تعادل از داده‌ها بكوشد، به طور ضمني به همين نكته اعتراف مي‌شود، هر چند اين نكته‌اي است كه به سختي به شكلي آگاهانه به آن تصديق مي‌كنند. تحليل تعادلي در اين معنا، البته منطق محض خواهد بود و هيچ ادعايي را درباره دنياي واقعي در خود نخواهد داشت. 13. تمایزی که در این جا شرح داده شده، می‌تواند ما را در پرده برداشتن از راز اختلاف کهن میان اقتصاد‌دانان و جامعه‌شناسان درباره نقشی که «گونه‌های آرمانی» (ideal types) در استدلال نظریه اقتصادی بازی می‌کنند، یاری رساند. جامعه‌شناسان تاکید می‌کردند که روند معمول در نظریه اقتصادی، فرض وجود گونه‌های آرمانی خاصی را در خود دارد، در حالی که نظریه‌پردازان اقتصادی اشاره می‌کردند که استدلال‌شان چنان عمومیتی دارد که نیازی به استفاده از هیچ «گونه آرماني» ندارند. حقیقت در ظاهر این است که این ادعای اقتصاد‌دانان در ساحت منطق محض انتخاب که بسیار به آن علاقه داشتند درست بود، اما به محض اینکه می‌خواستند آن را برای توضیح فرآیندی اجتماعی به کار گیرند، مجبور می‌شدند نوعی خاص از «گونه آرمانی» را استفاده کنند. 14. اقتصاد‌دانان قدیمی‌تر غالبا در این باره موضعی روشن‌تر از اخلاف خود داشتند. به عنوان مثال، رجوع کنید به آدام اسمیت (ثروت ملل، ویرایش کانان، 1، 116): «با این همه برای آن که این ویژگی [دستمزد‌ها] با تمام مزایا یا معایب‌شان رخ دهد، به سه چیز نیاز است، حتی اگر آزادی کامل برقرار باشد. نخست اینکه اشتغال باید در آن ناحيه، شناخته‌شده و دير‌پا باشد...»، یا دیوید ریکاردو (نامه به مالتوس، 22 اکتبر 1811، ص 18): «اگر کسی بگويد که انسان‌ها از بهترین و ارزان‌ترین راه برای اداره کسب‌و‌کار خود و پرداخت بدهی‌هایشان نا‌آگاهند، پاسخ پرسش من را نداده است، چون این مساله‌ای است از جنس واقعیت و نه از جنس علم و می‌توان آن را تقریبا در برابر یکایک گزاره‌ها در اقتصاد سیاسی به کار گرفت.» 15. بنگرید به ان.کالدور، «یادداشتی در باب قطعیت تعادل»، Review of Economic Studies، 1، شماره 2 (1934)، 123. 16. همان، بخش‌های مختلف.