خبرنامه

خبری شد خبرتون می کنیم

نام:
ایمیل:

دوستان همراه



فروشگاه اینترنتی رایان تجارت

حدیث عشق

موبایل بانک توسعه صادرات ایران (همراه بانک سفیر) + دانلود نرم افزار چاپ فرستادن به ایمیل
نرم افزار همراه - نرم افزار موبایل
چهارشنبه ، 19 مرداد 1390 ، 20:10
همراه بانک بانک توسعه صادرات ایران ـ همراه بانک سفیر banktoseesaderat


همراه بانك سفير يكي از خدمات بانكداري الكترونيكي بانك توسعه صادرات است كه با استفاده از آن مشتريان قادر خواهند بود به صورت شبانه‌روزي و با استفاده از تلفن همراه، برخي از خدمات مورد نياز خود را دريافت نمايند.


نحوه دريافت برنامه و نصب آن بر روي تلفن همراه

  1. تهيه نرم افزار همراه بانك سفير
    برنامه نرم افزار همراه بانك سفير با توجه به مارك گوشي انتخاب گردد :
    سوني اريكسون

    ساير گوشي‌ها

    برنامه تكميلي مخصوص ساير گوشي ها

    >تذكر: چنانچه گوشي تلفن همراه مورد استفاده از مارك هاي نوكيا و سوني اريكسون نمي باشد، لازم است برنامه تكميلي نيز بر روي گوشي نصب گردد.
    توجه: تمامي شعب بانك توسعه صادرات نيز CD حاوي نرم افزار همراه بانك سفير را در اختيار مشتريان قرار مي‌دهند.
  2. نصب برنامه در تلفن همراه
    پس از دانلود نرم افزار، كاربران مي‌بايد از طريق كابل يا بلوتوث، برنامه را بر روي تلفن همراه خود نصب نمايند. در هنگام نصب برنامه، سيستم تقاضاي رمز عبور مي‌نمايد كه اين رمز توسط كاربر(به دلخواه) انتخاب مي‌گردد.
  3. ثبت شماره حساب سفير مورد نظر در سيستم
براي ثبت حساب، علاوه بر شماره حساب سفير، رمز حساب نيز مورد نياز مي باشد كه اين رمز به يكي از روش‌هاي زير قابل دريافت است :

از طريق تلفن بانك سفير(2722) ، گزينه يك- ورود با شماره كارت - كليد 6 . براي ورود به سيستم تلفن بانك با شماره كارت، نياز به رمز دوم كارت مي‌باشد كه از طريق دستگاه‌هاي خودپرداز بانك توسعه صادرات ايران قابل دريافت است.
دريافت رمز از شعب بانك.
ارتباط با سفير
اداره خدمات الكترونيك و كارت
تلفن: 59 و 88707858
پست كشيك (شبانه روزي):88554823 و 09122145164
دورنگار: 88707850 و 81922273
پست الكترونيكي: آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
اداره امور مشتريان و هماهنگي شعب :
تلفن : 88707853



 


بنر

برخی از مقالات ، پژوهش و پایان نامه های سپاهان بانک

مهمترين اقتصاددانان قرون 16، 17 و 18 قبل از كلاسيك‌ها

مهمترين اقتصاددانان قرون 16، 17 و 18
قبل از كلاسيك‌ها

ساختمان دانشگاه سالامانكا
مترجم: حسين راستگو
منبع: وب‌سايت تاريخ تفكر اقتصادي
مكتب سالامانكا
دانشگاه سالامانكا، يكي از قديمي‌ترين دانشگاه‌هاي دنيا (پايه‌گذاري‌شده در سال 1218) يكي از دژ‌هاي مهم مدافع انديشه‌هاي دومينيكي در اواخر دوره اسكولاستيك‌ها بود.


 

حتي پس از اينكه انديشه‌هاي سنت توماس آكويناس در ديگر بخش‌هاي اروپا نخست زير حمله اسكاتي‌ها و تسميه‌گرايان(Nominalists) و بعد در اثر يورش نهضت اصلاحات در حال فرو‌پاشي بود، اين دانشگاه يكي از مراكز كلام توماسي به شمار مي‌رفت.
«مكتب سالامانكا» در حوالي سال 1536 از سوي فرانسيسكو دو ويتوريا بنياد گذارده شد و ناواروس و دو سوتو برجسته‌ترين نظريه‌پردازان آن بودند. گروه سه‌نفري يسوعي (ژزوئيت) متشكل از لسيوس، دو لوگو و لوييس مولينا به مكتب سالامانكا سر‌سپرده بودند و جايگاه آن را بيش از پيش بسط دادند.
در طول سده تورمي 16 ميلادي، متكلمين همواره به موضوعات اقتصادي و به ويژه به جايگاه قرار‌داد‌ها در آن روز‌گار سر‌در‌گم‌كننده اقتصادي دلمشغول بودند. آنها در تلاش براي تعيين دستور‌العمل‌هايي جهت فعاليت تجاري و با تمركز بر برداشت‌هاي واقع‌گرايانه از خير عمومي از اصول اعتقادي پيشين خود دست كشيدند و به پرسش‌هاي خود در حال و هواي فلسفه حقوق طبيعي پرداختند. نتيجه، وارونه چيزي بود كه سده‌ها تفكر اسكولاستيك پيرامون موضوعات اقتصادي به بار آورده بود. مكتب سالامانكا بود كه «قيمت عادلانه» را قيمتي نه بيشتر و نه كمتر از آنچه كه به گونه‌اي طبيعي در مبادلات تعيين مي‌شود، تعريف كرد. آنها با اين تحليل به پيگيري يك نظريه ارزش‌كميابي رانده شدند و با هنرمندي و چيره‌دستي عرضه و تقاضا را در آن به كار گرفتند. آنها برداشت دونس اسكوتوس از قيمت عادلانه را كه بر «هزينه توليد» استوار بود، با اين استدلال كه هيچ راه عيني براي تعيين قيمت وجود ندارد، رد كردند. مكتب سالامانكا پيش از بودين و پس از كوپرنيك، مستقلانه پرده از ويژگي‌هاي بنيادين نظريه مقداري پول برداشت و آن را براي توضيح تورم سده 16 كه از جريان ورود فلزات گرانبها از مستعمرات اسپانيا در آمريكا ريشه مي‌گرفت، به كار برد. آنها همچنين دفاعي خيره‌كننده را از دريافت بهره انجام دادند.
موفقيت‌هاي نظريه‌پردازان مكتب سالامانكا، دانشمنداني چون فردريش فون‌ هايك را به ابراز اين نكته واداشته كه آن چه زمينه را براي كاپيتاليسم مهيا كرد، بر خلاف باور ماكس وبر مذهب يسوعي‌ها بود، نه آموزه‌هاي كالوينيست‌ها.

دومينيكي‌ها
* فرانسيسكو دو ويتوريا (1546-1485): حقوقدان دومينيكي اسپانيايي كه در دانشكده سنت ژاك پاريس تحصيل كرد، كرسي بسيار مهم كلام را در سال 1526 در دانشگاه سالامانكا از آن خود نمود. او در پاريس به دفاع از اراسموس مي‌پرداخت و بسيار او را مي‌ستود. ويتوريا در سطحي گسترده، بنيانگذار مكتب سالامانكا و به ويژه پايه‌گذار آميزش فلسفه «حقوق طبيعي» با انديشه‌هاي كاتوليك در اين مكتب شناخته مي‌شود. هر چند ويتوريا در دوران زندگي خود هيچ كتابي منتشر نكرد، اما درس‌گفتار‌هاي او در سال‌هاي 40-1527 مجدانه از سوي شاگردانش نوشته مي‌شد. سخنراني سال 1532 او با عنوان «سرخپوست‌ها»، دفاعي روشن از حقوق سرخپوستان و مخالفت با برده‌داري بود كه باعث شد اين افراد دست آخر تحت حمايت پادشاه اسپانيا قرار گيرند. اينجا بود كه مفهوم و اصول حقوق بين‌المللي براي نخستين بار بيان شدند. ويتوريا در يكي از سخنراني‌هاي خود قوانين جنگ را بر‌شمرد. امپراتور چارلز پنجم بسيار با او مشورت مي‌كرد.
* دومينگو دو سوتو (1560-1494): متكلم دومينيكي، متولد سگوويا كه تحصيلات خود را در آلكالا و پاريس انجام داد. دو سوتو از سال 1532 و هم‌زمان با ويتوريا جامه استادي را در سالامانكا به تن كرد و به اين ترتيب به او به عنوان دومين چهره مهم مكتب سالامانكا مي‌نگرند. دو سوتو شافي (اعتراف‌پذير) امپراتور چارلز پنجم و نماينده او در شوراي ترنت بود. او از همخواني تفاوت قيمتي براي كسب بهره با «قيمت عادلانه» دفاع مي‌كرد.
* خوان دو مدينا (1546-1490): يسوعي اسپانيايي كه در ميان نخستين هوا‌خواهان نظريه ارزش‌كميابي بود.
* مارتين دو آزپيلكوتا (ناواروس) (1586-1493): كشيش دومينيكي اسپانيايي و دانشمند برجسته در سالامانكا و كويمبرا. از نخستين شارحان نظريه مقداري پول (او تقريبا هم‌زمان با ژان بودين در تولوز تحصيل مي‌كرد). به قول آزپيلكوتا «در صورت ثبات ديگر شرايط، در كشور‌هايي كه پول بسيار كمياب است، تمام ديگر كالا‌هاي قابل فروش و حتي نيروي كار انسان به بهايي كمتر از كشور‌هايي كه پول فراواني در آنها وجود دارد، در دسترس قرار مي‌گيرند». او اين گفته را به يك نظريه ارزش‌كميابي عمومي‌تر بسط داد و استدلال كرد كه «هر كالايي هنگامي كه تقاضاي شديد و عرضه اندكي براي آن وجود دارد، گران‌تر مي‌شود». آزپيلكوتا آشكارا كنترل‌هاي قيمتي را تقبيح مي‌كرد و به دفاع از كسب بهره مي‌پرداخت.
* ديگو دو كواروبياس اي ليوا (1577-1512): شاگرد ناواروس، از اصلاح‌طلبان سالامانكا، رييس دانشگاه كاستيل و بالاخره، اسقف سگوويا. او بياني روشن را از نظريه ارزش ذهني بيان كرد: «ارزش كالا نه به ويژگي‌هاي بنيادين آن، بلكه به بر‌آورد انسان‌ها از آن بستگي دارد، حتي اگر اين برآورد احمقانه باشد». (1554)
* توماس دو مركادو (1576-1530): رواج‌دهنده نظريات ناواروس.

يسوعي‌ها
* لوييس مولينا (1600-1535): دانشمند يسوعي اسپانيايي در كويمبرا كه البته راه دومينيكي‌هاي سالامانكا را پي گرفت. او نظريه «قيمت عادلانه» دونس اسكوتوس را بر پايه انگيزه‌هاي موجود براي افزايش ساختگي هزينه‌ها رد كرد. مولينا به بحث درباره رقابت پرداخت و «انحصار» را راهي ديگر براي بالا بردن مصنوعي قيمت‌ها دانست و آن را تقبيح كرد. او اعتقاد داشت كه «قيمت عادلانه» قيمتي است كه به گونه‌اي طبيعي در مبادلات شكل مي‌گيرد. همچنين بر اين باور بود كه ارزش پول «در نتيجه شرايط پديد مي‌آيد». مولينا به خاطر كتاب «Concordia» كه تلاشي است براي آشتي دادن آزادي اراده با لطف خداوند (كه در حلقه‌هاي كلامي با عنوان «مولينيسم» شناخته مي‌شود)، در كلام كاتوليكي پر‌آوازه است.
* كاردينال خوان دو لوگو (1660-1583): دانشمند يسوعي اسپانيايي كه همچون مولينا خط سالامانكا را در قبال مساله ارزش و نظريه مقداري پول پي گرفت. او شايد نخستين كسي بود كه كميابي و مطلوبيت را در يك نظريه واحد در باب ارزش با يكديگر در‌هم‌آميخت. دو لوگو همچنين سود را به عنوان «دستمزد» خدمات كار‌آفرينانه تعريف كرد.
* لئونارد دو ليس (لسيوس) (1623-1554): دانشمند يسوعي بلژيكي كه همان راه مولينا را در مورد ارزش و پول ادامه داد. او در روزگار خود نفوذ فراواني بر پادشاهان و تجار داشت.

سر ويليام پتي (1687-1623)
هنگامي كه نيرو‌هاي بريتانيايي اليور كرامول در دهه 1650 به ايرلند هجوم بردند، مشكلي كوچك پيش آمد: غنايم جديد چگونه بايد ميان گروه‌هاي پيروز تقسيم مي‌شد يا به بيان دقيق‌تر غنايم چه بود؟ كار بررسي وضعيت ايرلند و ارزيابي ثروتمندان آن به پزشكي به نام سر ويليام پتي كه ارتش بريتانيا را همراهي كرده بود سپرده شد. به اين شيوه بود كه نخستين «اقتصاد‌سنج» به دنيا پا گذاشت.
مطالعات پتي پيرامون ايرلند را مي‌توان در اثر نوشته‌شده به سال 1672 با عنوان «ساختار سياسي» اين كشور يافت. پتي كه از شاگردان هابز بود، در سياست‌هاي خود گرايش‌هاي مركانتيليستي داشت، اما مي‌توان مباني نظريه ارزش‌كار را نيز در آنها يافت. پتي تاثير خاصي بر داونانت و لاك گذاشت.


ريچارد كانتيون (1734-1680)
ريچارد كانتيون كه بسياري از تاريخ‌نگاران او را نخستين نظريه‌پرداز بزرگ «اقتصادي» به شمار مي‌آورند، چهره‌اي نا‌شناخته است. تا اين اندازه مي‌دانيم كه او يك ايرلندي با نامي اسپانيايي بود كه در فرانسه زندگي مي‌كرد و گويا پيش از حركت به انگلستان ثروتي نزديك به 20 ميليون ليور [واحد پول فرانسه در آن زمان] را تحت نظام جان لاو به هم زده بود. او در اثر آتش‌سوزي در خانه‌اش در لندن كه برخي ادعا مي‌كنند آشپز اخراج‌شده‌اش آن را به راه انداخته بود، در‌گذشت.


آوازه كانتيون به كلي بر نوشته مشهورش به نام «رساله عمومي در باب سرشت تجارت» استوار است كه در 1732 در فرانسه نوشته شد و نزديك به بيست سال پس از مرگش بدون نام در انگلستان به چاپ رسيد (برخي مدعي‌اند كه اين كتاب تنها ترجمه‌اي به زبان فرانسه از يك نسخه اصلي گم‌شده انگليسي بوده است). هر چند اثر كانتيون براي فيزيوكرات‌ها و مكتب فرانسه شناخته شده بود، اما تا پيش از آن كه ويليام استنلي جوِنز در دهه 1880 اثر او را احيا كند و رواج دهد، در دنياي انگليسي‌زبان نا‌شناخته بود.
كانتيون شايد نخستين كسي بود كه تعادل بلند‌مدت را به عنوان توازن ميان جريان‌هاي درآ‌مدي تعريف كرد و به اين شيوه هم بنياد انديشه‌هاي فيزيوكرات‌ها و هم مباني اقتصاد سياسي كلاسيك را شكل داد. نظام كانتيون، روشن، ساده و كاملا نو بود. او نظريه‌اي دو‌بخشي را درباره تعادل عمومي بسط داد كه نظريه قيمت (تعيين‌شده به ميانجي هزينه‌هاي توليد) و نظريه توليد (تعيين‌شده به واسطه نهاده‌ها و تكنولوژي) را از آن بيرون كشيد. كانتيون نظريه‌پردازي پتي درباره بهاي اسمي نيروي كار و زمين را پي گرفت. او نشان داد كه قيمت‌هاي نسبي به نرخ‌هاي جذب زمين فرو‌كاستني هستند و از اين رو مي‌توان گفت كه او يك «نظريه ارزش‌كار» كاملا كار‌آمد را استخراج كرده است.
توضيح مو‌شكافانه كانتيون از ساز‌و‌كار عرضه و تقاضا براي تعيين قيمت كوتاه‌مدت بازار (ولو نه براي تعيين قيمت طبيعي بلند‌مدت) او را در جايگاه بنيان‌گذار انقلاب مارژيناليستي نيز مي‌نشاند. به ويژه گفته‌هاي خردمندانه كانتيون پيرامون كار‌آفريني (در حكم گونه‌اي از معامله به سود) او را به يكي از چهره‌هاي محبوب مكتب جديد اتريشي بدل كرده. او همچنين يكي از نخستين (و در زمره روشن‌زبان‌ترين) شارحان نظريه مقداري پول بود و كوشيد كه استدلال‌هاي فراواني را براي اين نظريه فراهم آورد.
يكي از پپامد‌هاي نظريه كانتيون اين بود كه به يك نتيجه سياستي شبه‌مركانتيليستي براي رسيدن به تراز تجاري مطلوب دست يافت، البته كانتيون در اين ميان، واردات «كالا‌هاي زمين‌بر» و صادرات كالا‌هاي «غير‌زمين‌بر» را به عنوان راهي براي افزودن بر ثروت ملي توصيه مي‌كرد.

آن رابرت ژاك تورگو (1781-1727)
ژاك تورگو شايد مهم‌ترين اقتصاد‌دان سده 18 فرانسه بوده است. هر چند غالبا او را با فيزيو‌كرات‌ها از يك قماش مي‌دانند، اما نوشته‌هاي او كاملا با نظريات آنها فرق داشت و بسيار پيشرفته‌تر بود. اگر ابه مورله و ماركي دو كندورسه، از دوستان و شاگردان نزديك تورگو را نيز در نظر آوريم، مي‌توان گفت كه او مكتب متمايز و ويژه‌اي را شكل داده است. مهم‌تر اينكه تورگو بر آدام اسميت كه در دهه 1760 در فرانسه مي‌زيست و با او رابطه‌اي نزديك داشت، تاثيري ژرف نهاد. بسياري از مفاهيم و انديشه‌هايي كه در «ثروت ملل» اسميت آمده‌اند، مستقيما از انديشه‌هاي تورگو برگرفته شده‌اند.

ژاك تورگو در خانواده يك تاجر ثروتمند زاده شد. پدرش ميشل تورگو بود و «نقشه پاريس» كه در سال 1739 رسم شد، ظاهرا نتيجه كار‌هاي او بوده است. تورگو، دانشجوي تيز‌هوش سوربن نخست در سر داشت كه پيشه‌اي روحاني ‌-‌ آكادميك را براي خود برگزيند. او در سال 1749 جامه رياست سوربن را به تن كرد.
تورگو در رساله دوم خود فلسفه مشهور تاريخش را بيان كرد. او اعتقاد داشت كه جوامع انساني دوره‌هايي از توحش و تمدن را پشت سر مي‌گذارند و دوره‌هاي توحش با خرافه و دوره‌هاي تمدن با ميوه‌هاي خرد‌ورزي همراهند. تورگو به بحث پيرامون انتقال از يكي از اين دو وضع به ديگري و سپس بازگشت به حالت پيشين پرداخت. بي‌تابي و نا‌آرامي انسان، گرايش به آزادي و داشتن روحيه‌اي انتقادي، جوامع را به دوران تمدن بر‌مي‌كشاند، اما سپس اين گرايش‌ها نهادينه و محافظه‌كارانه مي‌شوند و خود به هيات موانعي در برابر پيشرفت فزون‌تر در‌مي‌آيند. خرد به خرافه تغيير ريخت مي‌دهد و جامعه دوباره به دوره وحشي‌گري باز‌مي‌گردد.
از اين رو در نگاه تورگو پيشرفت انساني خود‌تقويت‌كننده نيست، بلكه بذر افولش را در خود دارد. اگر خوش‌بينانه به اين داستان بنگريم، افول پيشرفت انساني هيچ گاه دائمي نيست. تورگو اطمينان داشت كه روحيه انساني همواره جامعه را از ركود بيرون مي‌كشاند. از بسياري جهات، نظريه او ويژگي كنتي بسيار پيش‌گويانه‌اي دارد. تورگو فرانسه دوره لويي پانزدهم را تا اندازه بسيار زيادي در قوس صعودي اين چرخه مي‌داند. جالب است كه او كار‌آفرينان را يك نيروي پيش‌راننده و بالنده مي‌دانست و اعتقاد داشت كه دولت بايد آزادي عمل فراواني را براي آنها فراهم آورد. او همچنين شورش‌هاي نهايي و استقلال مستعمرات انگلستان در آمريكا از پادشاهي اين كشور را پيش‌بيني كرد.
بعد از ارائه اين گفتار‌ها در دانشگاه سوربن چندان طولي نكشيد كه تورگو حضور در مراسم اعطاي رتبه‌هاي مقدس در كليسا را نپذيرفت و در برابر، شغلي را در دولت سلطنتي بر عهده گرفت. او از 1751 تا 1760 در پارلمان پاريس كار مي‌كرد. تورگو با «فلاسفه» (فلاسفه روشنگري سده 18 فرانسه) نشست و برخاست داشت و چند مقاله را (كه دوتاي‌شان درباره زبان‌شناسي بودند) براي دايره‌المعارف پر‌آوازه دني ديدرو نوشت. در 1753 «نامه‌ها»ي خود را نوشت و در آنها به ضرورت روا‌داري در برابر پروتستان‌ها در فرانسه اشاره كرد. در 6-1755 وينسنت دو گورناي، هوا‌خواه تجارت آزاد را در سفر‌هاي رسمي‌اش در فرانسه همراهي كرد و گورناي در ميانه اين سفر‌ها او را به تفكر درباره موضوعات اقتصادي وا‌داشت. با مرگ گورناي، تورگو مديحه‌اي شگفت‌آور را براي استاد در‌گذشته خود قلمي كرد (1759).
از 1761 تا 1774 تورگو مدير ارشد شهر ليموژ بود. او بي‌درنگ كار خود را آغاز كرد؛ راه‌ها و سيستم زهكشي را ترميم نمود، ماليات‌ستاني را بهبود بخشيد، تعرفه‌هاي داخلي را پايين آورد، نظام اعانه‌اي بهتري را براي فقرا به كار بست و ... . ليموژ كه تا آن روز يكي از فقير‌ترين مناطق فرانسه بود، به نمونه اعلايي از چيزي بدل شد كه مديري قاطع و روشن‌انديش مي‌توانست به آن دست يابد. بسياري از تغييراتي كه او بعدا در سراسر فرانسه نهادينه كرد، نخست در مقياسي كوچك در اين شهر آزمون شدند.
اين دوره به لحاظ ذهني نيز پر‌بار‌ترين دوره زندگي تورگو بود. شاهكار او بي‌هيچ ترديدي «تاملاتي پيرامون تشكيل و توزيع ثروت» (1766) بود. تورگو در اين كتاب مفهوم سرمايه را به نظام فيزيوكراتيك وارد كرد. همچنين به معناي «مازاد» روشني بخشيد، پيوند ميان «مازاد» و «رشد» را توضيح داد و نرخ سود را به نرخ بهره مرتبط ساخت. او همچنين از نخستين كساني بود كه تمايز ميان قيمت «بازار» و قيمت «طبيعي» را روشن ساختند. در نتيجه تورگو بر سر ويژگي‌هاي «توليد خالص» با فيزيوكرات‌هاي آغازين اختلاف داشت. تمام اين انديشه‌ها بعدا از سوي آدام اسميت و مكتب كلاسيك پيگيري شدند.
تورگو را همچنين مي‌توان از پيشگامان انقلاب مارژيناليستي دانست. كتاب «ارزش و پول» (1769) او نظريه‌اي بر مبناي تقاضا و به خوبي شكل‌گرفته را درباره قيمت‌ها در‌بر‌دارد. تورگو در همين كتاب برداشتي بسيار پيش‌گويانه را در اين باره كه تعداد زياد تاجران از درجه تعيين‌نا‌پذيري نرخ ارز مي‌كاهد، به دست داد - اين موضوعي است كه بعد‌تر اجورث پيگيري‌اش كرد. يكي از اثرات مهم ديگر او بر علم اقتصاد (در كتاب «مشاهدات» سال 1768) بيان متغير بودن نسبت‌هاي نهاده‌ها در توليد بود. تورگو همچنين نخستين كسي بود كه مفهوم نزولي بودن توليد نهايي نهاده‌هاي توليد را در سر پروراند. دست آخر بحثي كه در سال 1766 پيرامون پول انجام داد، تمايز ميان نرخ‌هاي اسمي و واقعي بهره را در
خود داشت.
كنت دو مورپاس بر پايه موفقيت تورگو در نقش مدير در ليموژ و توانايي‌هاي فكري خيره‌كننده‌اش از او خواست كه به كابينه اصلاح‌طلب جديدش بپيوندد. تورگو از سال 1774 تا 1776 در دوره پادشاهي لويي شانزدهم، وزير دارايي بود.
تورگو سرسختانه اعتقاد داشت كه بودجه نظام از‌كار‌افتاده «قديمي» بايد كاهش يابد. او بر اين باور بود كه اگر بتواند مخارج دولت را تحت كنترل در‌آورد و كسب‌و‌كار خصوصي را در ميدان اقتصاد تشويق كند، در‌آمد‌هاي مالياتي افزايش خواهند يافت و دولت دوباره توان پرداخت بدهي‌هاي خود را پيدا خواهد كرد. با اين همه او اعتقاد داشت كه راهبرد قديمي كلبرتيستي مبني بر حمايت دولت از بنگاه‌ها و اتخاذ تدابير حمايت‌گرايانه، صنايع را غير‌رقابتي و غير‌مولد نگاه مي‌دارد. تورگو با الهام‌گيري از وينسنت دو گورناي به دنبال آن بود كه بند از گردن نيرو‌هاي رقابتي و بازار‌هاي آزاد بگشايد. براي اين كار نه تنها مجبور بود كه سياست‌هاي اقتصادي كلبرتيستي را از ميان بردارد و روندي وارونه را آغاز كند، بلكه همچنين بايد نهاد‌هاي قرون وسطايي‌اي را كه اقتصاد فرانسه را اسير دست خود كرده بودند، بر‌مي‌چيد.
تورگو كار خود را به آرامي آغاز كرد و صنايعي همچون توليد ابريشم ليون را كه موجد رشد بودند سر پا نگه داشت، راه‌ها و نظام حمل‌و‌نقل را بهبود بخشيد، نظام مالياتي را ساده كرد، برخي بنگاه‌هاي انحصاري را بر‌چيد، ماليات‌ستاني را بهتر كرد، ديون دولت را پرداخت و ... . او همچنين كنترل مخارج دست‌و‌دل‌بازانه داد‌گاه و دولت فرانسه را آغاز كرد.
در سال 1775 تورگو يكي از جسورانه‌ترين كار‌هاي خود را انجام داد و كنترل‌هاي بار‌شده بر تجارت بين‌المللي غلات را از ميان برداشت. اين كار از مدت‌ها پيش از سوي هربرت، گورناي و خود تورگو حمايت شده بود. شوربختانه تاثير مفيد بلا‌فاصله اين سياست به واسطه خشكسالي در همان سال از ميان رفت. تورگو با شورش‌هايي كه در پي اين رخداد‌ها در‌گرفت، بسيار خشن برخورد كرد و در ميان توده مردم بد‌نام شد.
در سال 1776 تورگو «شش حكم» پر‌آوازه خود را منتشر كرد. چهار‌تاي اول اين احكام پيامد‌هاي چنداني نداشتند. پنجمي نظام سنديكايي را كه از قرون وسطي تاثير كسالت‌باري بر تجارت و صنايع داشت، بر‌چيد. حكم ششم قانون كوروه (كاري كه كشاورزان بايد سالانه براي دولت انجام مي‌دادند) را از ميان برداشت و سياست مطلوب فيزيوكرات‌ها (ماليات واحد بر املاك) را به جاي آن پياده كرد. اشراف‌زادگان و ثروتمندان زمين‌دار در برابر هر دوي اين تدابير ساز مخالف زدند. تورگو اعتنايي به اين مخالفت‌ها نكرد و سياست‌هاي خود را به ميانجي فرمان پادشاه پياده نمود (و اين خود راهبردي نا‌محبوب بود).
در آن زمان تورگو دشمناني براي خود در يكايك طبقات فرانسوي‌ها - منهاي اقتصاد‌دانان كه او را تشويق مي‌كردند - تراشيده بود. در داد‌گاه تنها پاد‌شاه از او پشتيباني مي‌كرد، اما هنگامي كه با كمك‌هايي كه به دست‌پروردگان ملكه ماري‌آنتوانت داده مي‌شد مخالفت كرد و به اين ترتيب رودر‌روي او ايستاد، وضع براي او بد‌تر شد. كار از كار گذشته بود. تورگو در سال 1776 از مقام خود كنار گذاشته شد. پيش از كناره‌گيري، پيش‌گويانه به لويي شانزدهم هشدار داد كه «قربان از خاطر نبريد كه چيزي كه چارلز دوم را از پا انداخت، ضعف و سستي بود». كندورسه (كه در آن زمان در ضرابخانه سلطنتي كار مي‌كرد)، در مخالفت با بركناري تورگو استعفا داد. بعد از تورگو، ژاك نكر به جاي او نشست. نكر بيشتر سياست‌ها و احكام او را تغيير داد و سياست‌هايي مخالف را به كار بست.
تورگو زنده نماند تا انقلاب 1789 حاصل از تنش‌هاي اقتصادي را ببيند؛ تنش‌هايي كه علي‌الظاهر سياست‌هاي او به دنبال فرو‌خواباندن‌شان بودند. با نظر به اين پيشينه، اين پرسش كه آيا ممكن بود انقلابيون جان تورگو را با گيوتين بگيرند، هنوز پاسخي نيافته است. او بر خلاف شاگردش كندورسه، جمهوري‌خواه نبود و در ميان مردم محبوبيتي نداشت. سلطنت‌طلبي راسخ بود كه به اصلاحات بنيادين به عنوان گامي ضروري براي پرهيز از انقلابي حتي ريشه‌اي‌تر باور داشت.
شايد شيوه‌هاي او روزگاري ناشيانه بوده‌اند، اما تورگو اضطرار تمام‌عيار اصلاحات را درك كرد.